|
××just friends×× نظرت چی بودگلم
| ||
|
سلام حالتون چه طوره ؟؟؟؟ چه خبر؟؟؟؟ خیلی وقته آپ نکرده بودم چون واقعا درگیر امتحانا وآزمون های مدرسم بودم اما امروز به خاطر یکی از بهترین دوستام یعنی نگین جون این آپ رو گذاشتم امروز سر کلاس نگین یه شعر خیلی قشنگ به من داد من باورم نمی شد که اینو خودش نوشته وقتی هم باورم شد ازش خواهش کردم که بزاره شعرش رو تو وبم بزارم اونم قبول کرد حالا این شما و اینم شعر نگین جونم : آن روزهای سرد گرم بود من باتو بودم واز آینده مژده ای نمی آمد که چه ها در راهند پشت نگاه مهر آلود تو ابرهای سیاهی پی هم می گردند پی چشمی شاید.... ابرهاراه فرار را جستند روبروی چشم شفاف تو ایستادند و تماشایش کردند ومن به تو فکر می کنم تو چرا سنگ شدی!؟ تو نمی دانی که هستی چشم هایت را واقع بین کن که تاخلوت شب سیل اشکبار بر روی گونه های کسی به دستورپادشاه قلمرو احساس یعنی همان قلب پیاده روی نکنند ای ابرها در آسمان من خوان نگسترید که تو فریاد تک ستاره آسمان قلب منی پس اگر ابرها بیایند تورا دیگر نمی بینم ومن بازهم به تو فکر می کنم دل من جایی برای آرمیدن ندارد آن که دیروزدر قصرقلب کسی جایی نداشته بود .... وای براین ثانیه ها که سرتسلیم بر این آشفتگی فرو نمی آورند قطار زندگی تا لحظات دیگر به مقصد خواهد رسید ومن هنوز منتظر می مانم تا فریاد اقاقی ها برای آزادی ...........
خوب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه خواهش می کنم اگه می خواید هم من وهم نگین جون رو خوش حال کنیدحتما نظرتون رو راجب این شعربنویسید این عکس رو هم تقدیم می کنم به همه دختر پسرای عاشق ایرونی
بای تا آپد بعدی
[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 18:9 ] [ بیتا ]
سلام دوستان خوبید؟؟؟ چه خبر؟؟؟ می دونم این آپم شاید یه خورده عجیب باشه آ خه من تو آپ قبلیم می خواستم وبمو به خاطر شروع شدن ماه مهرو مدرسه و خرخونی تعطیل کنم اما پشیمون شدم با خودم گفتم اگه بخوام هم می تونم درسمو بخونم هم بقیه کار هام برسم خوب بگذریم ولی خداییش مدرسه هم حال و هوایی برای خودش داره از دیر رسیدن مدرسه و تعهد های انضباطی و حمل قاچاقی گوشی گرفته تا حرفا و سوتی های معلما و..... خلاصه همشون با حالند و آخر خنده ان . دیروز چهارشنبه 14 مهر بود منو دوستام چون به آقای استخری وبازی کردنش خیلی علاقه داریم یه جشن کوچیک تو مدرسه و سرویسمون براش گرفتیم همه مون رفتیم تو فیس بوک هم بهش تبریک گفتیم امیدواریم 120 سالشه خلاصه من دیروز چون وقت نکردم آپ کنم امروز از طرف خودم ودوستام آپ کردم تا یادگاری بمونه یه آپی هم کرده باشم آخه روز خیلی با حالی بود منو دوستام با انواع آهنگ ها رقصیدیم کلی هم عکس گرفتیم خلاصه جاتون خالی بود اینم چندتا عکس از شاهرخ جون (درسته عکس ها قدیمیه ولی شاهرخ جون همیشه برای ما جدیده )
بای تا آپ بعدی
[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 21:46 ] [ بیتا ]
سلام برهمگی من آپیدم ازهمه کسایی که جمله های قشنگی توی کامنت های آپ قبلی گزاشتن ممنوم به خصوص آرمان جون
آنچه شماعشق می نامید ، دیوانگیست کوتاه. (نیچه)
زن را توان دوستی نیست ، اوتنها عشق را می شناسد. (نیچه)
سرنوشت دریک شکم زایید ، عشق ومرگ را. ( لئوپاری)
واگرچه عشق آرامش بخشید ، سرانجام خوش نیست . (سوینبورن)
عشق خطریست درکمین تنها تری کس . (نیچه )
به او بگو زنگی کوتاه ولی عشق جاودانه است. ( تنیسا)
زندگی ارزش هیچ چیز را ندارد وهچ چیز هم ارزش زندگی راندارد. ( آندره مالرو)
امیدوارم خوشتون اومده باشه بازم بانظرهای قشنگتون خوشحالم کنید بای تا های
[ دوشنبه یکم شهریور 1389 ] [ 17:50 ] [ بیتا ]
امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در سکوت سپید کاغذ ها پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه ی تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها پیکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتش ها آری، آغاز، دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی ها گذشتم شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب بجای می ماند عطر بوی گل یاس است آه، بگذار گم شوم در تو کس نیابد ز من نشانه ی من روح سوزان آه مرطوبت بتابد بر تن سرد من آه بگذار زین دریچه ی باز خفته در پرنیان رویاها با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها دانی از زندگی چه می خواهم؟ من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو، بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریاییست کِی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین طوفانی کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو، می خواهم بدوم در میان صحرا ها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو، می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه ی تو آویزم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
اینم دوتاعکس عاشقونه تقدیم به همه ی عاشق های دنیا
[ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 17:34 ] [ بیتا ]
سلام برهمگی من بعداز چندروز دوباره آپیدم امروز با یه چیز جدید اومدم فقط خواهش می کنم به کسی برنخوره آخه این فقط یه طنز
سير تکامل آقا پسرها هرچند معلومه ولی چه میشه کرد:
سير تکامل دختر خانمها
[ یکشنبه هفدهم مرداد 1389 ] [ 17:28 ] [ بیتا ]
[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ 18:24 ] [ بیتا ]
نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر. او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد . ''آنجلینا'' در تاریخ 1995با ''جانی لی میلر'' ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با ''جانی لی میلر'' به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود! رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش ''جیمزهاون'' می باشد . برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و ''آنجلینا'' نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : ''جیمی کجاست؟ '' در پرده ''دختر گسیخته'' . او خالکوبی حرف اچ را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به ''تیموتی هاتون'' علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش ''جیمز هاون کشیده است! شهرت وی از فیلم ''عشق همان است که هست'' ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج ''آنجلینا'' در تاریخ پنجم می 2000 با ''بیلی باب تورنتون'' بود که حاصل آن فرزند پسری به نام ''مادوگس'' است. ''جولی'' نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم ''خارج از مرزها'' ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد. آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او ''مدونا'' ، ''الویس پریسلی'' ، ''فرانک سیناترا'' و گروه ''کلش'' می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند . دستمزد انجلینا در فیلم مهد زندگی 12 ملیون دلار بود . آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است. همانطور که گفته شد همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند , ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید. پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در پی ازدواج آنها در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچهشان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند. خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی میکند.
بای تاهای
[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ 17:42 ] [ بیتا ]
سلام امروز باچندتا عکس از انریکو اومدم
راستی تابستون خوش می گذره؟
[ جمعه هشتم مرداد 1389 ] [ 20:26 ] [ بیتا ]
تابستونو ایول
خسته نباشید از هرچی امتحان کوفتی ویه خدا قوت به همه ی کنکوری ها
[ سه شنبه یکم تیر 1389 ] [ 19:36 ] [ بیتا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||